یک نوشته

نوشته های بخش : داستان های من

صدای باد؛ داستان کوتاه کارگاه داستان‌نویسی خانم لاری‌پور

صدای باد؛ داستان کوتاه کارگاه داستان‌نویسی خانم لاری‌پور

صدای باد بود یا باز و بسته شدن پنجره؛ هرچه بود در آن‌ بی‌وقتی نگرانم کرده ‌بود. مثل شنیدن خبری که منتظرش نیستی یا شکستن بی‌دلیل استکان چایت روی میز یا یک چیز عجیب که نمی‌شناسی‌اش ولی می‌دانی

داستان کوتاه کوتاه

داستان کوتاه کوتاه

برای فروش: کفش بچه هرگز پوشیده نشده.
داستان شش کلمه‌ای از ارنست همینگویی نویسنده خوش ذوقی که برنده جایزه مسابقه داستان کوتاه شد!با خواندنش یاد اولین نوشته‌ها خودم افتادم….

سرزمین پدری: برگزیده جشنواره محیط زیست

سرزمین پدری: برگزیده جشنواره محیط زیست

شب‌ها فلامینگوی پیر، بچه‌ها را دور خودش جمع می‌کرد و به بهانه‌ی قصه‌گویی، داستان‌هایی از سرزمین پدری برای‌شان تعریف می‌کرد؛ زیرا آن‌ها از بدو تولد تا به آن روز در آرزوی دیدنش بودند و زیستن در آن را فقط می‌توانستند در ذهن‌شان تصور کنند.

گیاهخواری

گیاهخواری

صدای درهم تلویزیون فضای اتاق را پر کرده بود، بدون توجه به سر و صدای اطرافش صفحه کتاب را ورق زد.خون تازه ای که از هر سو روان است ، فریادهای جان گداز حیوانات ، جسدهایی که به خون آغشته شده و با تشنج می لرزند، ناله گوسفندان و همهمه صدای دشنام و داد و فریادآدمیان .